خرید بک لینک
با دیگران عاشقی میکنی و بعد نامههایی که برایشان نوشتهای برای من میفرستی

میشود بگویی این همه آزار برای چیست؟

وقتی مرا از خویش لبریز نمیکنی

نامههای دیگران دوای درد اندوههای شبان و روزان من نیست

این اندوه عمیق بیدرمان که از جان من جداشدنی نیست

فقط و فقط تو را میخواهد، نه کمی، نه ذرهای،

تمامت را...

+ نوشته شده در بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:16 توسط زهرا |

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:35

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشمچون زلف تو سرگرم پریشانی خویشمدر بزم وصال تو نگویم زكم و بیشچون آینه خو كرده به حیرانی خویشملب باز نكردم به خروشی و فغانیمن محرم راز دل طوفانی خویشمیك چند پشیمان شدم از رندی و مستیعمریست پشیمان زپشیمانی خویشماز شوق شكرخند لبش جان نسپردمشرمنده جانان زگران جانی خویشمبشكسته

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 5:35

هر روز و هر لحظه در این سکوت مبهم سیر میکنم و با هر قدم به ماجرای دشوار سفر نزدیکتر میشوم رفیق سفرهای دلپذیر و دشوار!دلم برای همه لحظههای سفر تنگ شده ... سفرنوشتهها و دلنیازهای زیادی از تو در دل و جانم حک شده یکی یکی میخوانمشان و هر بار به آفاق و انفسی مینگرم که باید با تو طی میشد اما بیهم

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً و

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

مهربانم!

وقتی به لطفی از جانب عزیزی نوازشم میکنی

یا زمانی که با جوری روحم را به تازیانههای نازت مینوازی

خودم را در دستانت حس میکنم که با من نرد عشق میبازی

چه حال خوبی است وقتی مخاطب ناز و قهرهای توام

عشق حال عجیبی است

شور شیرینی است

وسیعمان کن

بنواز

بنواز

و ما را با تمام و کمال عشق

تمام کن!


موضوعات مرتبط: شخصی، ...، «حیات القلوب»، «نجوا»

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟(علامه حسن حسن زاده آملی)یک چیزی هست در نامهایتکه آدم وقتی با قلبش میخوانددلش میخواهددوبارهخداپرست شوداسلام بیاوردبسم الله الرحمن الرحیمأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُأشهدُ أنّ محمداً رسولُ اللهأشهد أنّ علیاً و

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

گفتم : بهار آمده
گفتی : اما درخت ها را
اندیشه ی بلند شکفتن نیست
گویا درخت ها
باور نمی کنند که این ابر این نسیم
پیغام آن حقیقت سبز است
آری بهار جامه ی سبزی نیست
تا هر کسی
هر لحظه ای که خواست
به دوشش بیفکند!
موضوعات مرتبط: ادبي - فلسفي - مذهبي، شخصی، ...، «حیات القلوب»

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

تصدقت گردم!من را در مسیری افکندهای که از هر سو میخوانمش به تو میرسد از «درد» بخوانمش به تو میرسد از «شادی» آغازش کنم به تو منتهی میشود از «دلتنگی» بیاغازمش باز به تو میرسد این چیست که از هر سو به تو ختم میشود از راه «توسل» وارد میشوم به تو میرسد تنها «عشق» است که از هر سو میخوانمش به تو

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

نمیدانم چگونه است که وقتی کسی قربان صدقهات میرود، یا کسی تصدقت میرود، بیشتر قند در دل من آب میشود، نمیدانم تو چگونه معشوقی هستی که این همه هواخواه را به دنبال خود کشاندهایو جالب اینجاست که هیچ کس هم از اینکه همه تو را میخوانند و تصدقت میروند ناراحت نمیشودصدا کردن نام معشوق حال و هوای دیگر

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

دیشب، نوجوانی را دیدم به غایت به من شبیه و به غایت به من نزدیک آنقدر در او شباهت میدیدم که گویی خودم بودمو امروز تو از همه سو بر من میباریدی از آسمان از زمین از چپ و راست همانند همان مه رویایی که کوه را به آغوش کشیده بود... و امروز هر لحظه، همان نوجوان روبهرویم بود، حسش میکردم و هر لحظه آماده ب

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

با سرانگشتانت که چنگ میزنی به ذره ذره وجودم یا وقتی قلبم را به نسیم نگاهت نوازش میکنی وقتی چشمهایم را برای یک ضیافت بارانی آماده گل افشانی میکنی وقتی به دنبال یک سقف آسمانی میگردم برای با تو بودن زمانی که سریان مییابی در لحظهلحظههای تپیدنم وقتی آنقدر نزدیک میشوی که صدای نفسهایت را میشنوم

برچسب: نویسنده: رویا رفیعی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 18:39

صفحه بندی